هوش مصنوعی دارد وارد اتاق درمان میشود. سؤالی که پیش روی همهی ماست این است: آیا آمادهایم؟
چرا روانای شکل گرفت
روانای از یک دغدغهی شخصی شروع شد. من محمد رضاییام، دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی، و مدتیست مشغول ساختن یک کسبوکار دانشبنیان در تقاطع هوش مصنوعی و سلامت روانم.
رواندرمانی، با همهی اهمیتش، در عمل با محدودیتهای واقعی روبهروست: دسترسی به متخصص برای بسیاری از افراد ساده نیست، هزینهی جلسات مانع ادامهی مسیر درمان میشود، پیگیری و تمرین در فاصلهی میان جلسات معمولاً رها میشود، و زمان محدود هر جلسه اجازه نمیدهد همهی آنچه لازم است پوشش داده شود.
وقتی این محدودیتها را از نزدیک دیدم، و دیدم که دستکم در ایران کسی جدی روی حلشان با کمک فناوری کار نمیکند، تصمیم گرفتم خودم دستبهکار شوم.
باور ما
باور ما این نیست که هوش مصنوعی جای درمانگر را بگیرد. باور ما این است که هوش مصنوعی، اگر با دقت و بر پایهی دانش روانشناسی طراحی شود، میتواند اثربخشی فرآیند درمان را تقویت کند و یادگیری مهارتهای روانشناختی را در زندگی روزمره ممکنتر کند — همان چیزی که روانای برای ساختنش شکل گرفته است.
مسیری که شفاف میسازیم
ساخت روانای را بهصورت باز و شفاف پیش میبریم: آنچه از پژوهشها و متخصصان یاد میگیریم، آنچه در عمل جواب میدهد یا نمیدهد، و مسیر قدمبهقدم ساخت این دستیار را در مقالات همین سایت منتشر میکنیم. اگر روانشناس یا درمانگرید، به تقاطع هوش مصنوعی و سلامت روان علاقهمندید، یا صرفاً میخواهید این مسیر را دنبال کنید، خوشحال میشویم همراه باشید.
پشت این مسیر، مجموعهی روانای ایستاده: تیمی که دانش روانشناسی را با فناوری هوش مصنوعی ترکیب میکند تا این ایده را قدمبهقدم به واقعیت تبدیل کند.
به نظر شما بزرگترین محدودیتی که هوش مصنوعی میتواند در مسیر رواندرمانی برطرف کند، چیست؟
