⏱ زمان مطالعه: ۵ تا ۶ دقیقه
بیستوچند مقاله. یک سفر. از «الان کجاییم» تا «چه کار میتوانیم بکنیم».
در این مسیر، همیشه من پرسش میپرسیدم و شما پاسخ میدادید. این بار جایش را عوض میکنم و یک چیز را صریح میگویم: این مجموعه مقالات بیطرف نبود. من کسی هستم که در حال ساختن چیزی در همین حوزه است.
روانای از کجا آمد؟
اسم را از دو جا گرفتیم. «روان» در فارسی هم به معنای ذهن است و هم به معنای سیال بودن. و «ای» در چینی، به معنای همراه.
روانای یعنی همراه روان.
اما داستان اسم، مهمترین بخش نیست. مهمترین بخش، پرسشی است که این پروژه از دل آن بیرون آمد، و اتفاقاً همان پرسشی است که در مقالهی چهاردهم به آن رسیدیم: مراجع بین جلسات درمان تنهاست.
مهارتهایی مانند مدیریت خشم، هوش هیجانی، حل مسئله و مدیریت زمان، تمرین مستمر میخواهند، نه یک ساعت در هفته. و همانطور که دیدیم، شکاف ظرفیت و هزینهی درمان، این «یک ساعت در هفته» را هم برای بسیاری غیرممکن کرده است.
این پروژه از دل همین شکاف متولد شد. نه از شیفتگی به فناوری.
داریم چه کار میکنیم؟
صادقانه و بدون بزرگنمایی، وضعیت فعلی این است:
دستیار هوش مصنوعی روانای در حال توسعه است. یک ابزار فارسی برای تقویت مهارتهای روانشناختی، با یک اصل طراحی که در تمام این مقالات به آن رسیدیم: مکمل درمانگر، نه جایگزین او. مدل کاری B2B2C است؛ یعنی متخصص یا سازمان آن را تهیه میکند و مراجع از آن استفاده میکند. یک نمونهی اولیه، پیش از عرضهی عمومی، توسط یک سازمان آموزشی پیشخریداری شده است.
این سایت قرار است مرجع فارسی این حوزه باشد. همین مقالاتی که خواندید، بخشی از آن است؛ محتوایی که به فارسی، با منبع، و با نگاه انتقادی در جای دیگری وجود ندارد.
و رویکرد درمانی ما آگنوستیک است؛ وابسته به هیچ مکتب خاصی نیست.
اما یک اعتراف لازم است. در مقالهی بیستودوم گفتیم که سرمایهگذاری بالا نشانهی کیفیت بالینی نیست، و در مقالهی نوزدهم دیدیم که Woebot با ۱۲۳ میلیون دلار سرمایه و شواهد علمی قوی هم شکست خورد. این حرفها دربارهی ما هم صادق است. روانای هم باید با همان معیارهایی سنجیده شود که در این مقالات برای Wysa و Woebot به کار بردیم: شواهد مستقل، نرخ ریزش واقعی، و عملکرد در موقعیتهای پرخطر. هیچ استثنایی برای خودمان قائل نیستیم.
دعوت
و حالا به دلیل اصلی این نوشته میرسیم.
در مقالهی قبلی گفتیم بزرگترین تهدید برای روانشناسی ایران این است که ابزارهای این حوزه را کسانی بسازند که فهم بالینی ندارند. اگر آن حرف را جدی گرفته باشیم، پس باید صادق باشیم: روانای هم بدون مشارکت متخصصان، در معرض همان خطر است.
پس این یک اعلام محصول نیست. یک دعوت است.
اگر روانشناس، درمانگر، مشاور، یا دانشجوی این رشته هستید و در این مقالات چیزی دیدید که با آن موافق نبودید، یا نکتهای که جا افتاده بود، یا تجربهای بالینی که با این دادهها نمیخواند، ما میخواهیم بشنویم. نقد شما برای ما ارزشمندتر از تأیید است.
و اگر میخواهید در طراحی و اعتبارسنجی این ابزار مشارکت کنید، در گفتوگوی ما جایی هست.
پرسش پایانی: اگر ابزاری داشتید که میتوانست یک جنبه از کار بالینی شما را سبکتر کند، آن جنبه چه بود؟
پاسخ شما به این پرسش، دقیقاً همان چیزی است که ما باید بسازیم.
روانای | Psychology × AI
پرسش اصلی ما این نیست که هوش مصنوعی وارد روانشناسی میشود یا نه؛ بلکه این است که روانشناسی چگونه با آن دگرگون خواهد شد.

