یک مطالعه مقطعی تازه در JMIR Mental Health تصویری از استفاده واقعی مردم از چتباتهای هوش مصنوعی برای حمایت روانی ارائه کرده است. پژوهشگران دو نمونه در بلژیک را بررسی کردند و دادههای ۳۴۹ نفر را تحلیل کردند: ۲۷۶ نفر از عموم مردم و ۷۳ دانشجو. نکته مهم این است که همه شرکتکنندگان از قبل تجربه استفاده از چتبات برای موضوعات مرتبط با سلامت روان داشتند؛ بنابراین این مطالعه درباره «کاربران» این فناوری است، نه کل جمعیت.
در هر دو نمونه، موضوعات شخصی و بینفردی رایجترین محور گفتوگوها بودند. ابزارهای رایگان و عمومی—بهویژه ChatGPT—بیش از چتباتهای تخصصی سلامت روان استفاده میشدند. دسترسی همیشگی و آسان، دلیل مشترک انتخاب این ابزارها بود. دانشجویان ناشناسماندن را نیز مهم دانستند و بخشی از نمونه عمومی گفتند هنگام استفاده احساس حمایت کردهاند. بیشتر پاسخدهندگان زن بودند و بسیاری از آنان در گذشته یا زمان مطالعه از خدمات حرفهای سلامت روان استفاده کرده بودند.
مؤلفه هوش مصنوعی در این خبر مستقیم و مرکزی است: موضوع پژوهش، مدلهای زبانی و چتباتهای مولدی است که برای درمان طراحی یا تنظیمگری نشدهاند، اما مردم عملاً از آنها برای حمایت اجتماعی و عاطفی استفاده میکنند. این فاصله میان «کاربری واقعی» و «هدف رسمی محصول» برای روانشناسان، طراحان ابزارهای سلامت و سیاستگذاران اهمیت دارد؛ زیرا کیفیت پاسخ، حریم خصوصی، نحوه مدیریت بحران و مرز میان همراهی و درمان در ابزارهای عمومی الزاماً بر اساس استانداردهای بالینی ساخته نشده است.
پژوهشگران همچنین ارتباطهای مقدماتی میان احساس ائتلاف کاری دیجیتال و میزان درگیری با چتبات مشاهده کردند. با این حال، این ارتباطها اثبات نمیکنند که چتبات رابطه درمانی ایجاد میکند یا باعث بهبود سلامت روان میشود. مطالعه توصیفی و مقطعی بود، نمونه عمومی با فراخوان ویژه کاربران جذب شد، نمونه دانشجویی کوچک بود و دادهها بر گزارش خود افراد تکیه داشتند. از این نتایج نمیتوان میزان شیوع استفاده در بلژیک یا اثر درمانی چتباتها را برآورد کرد.
پیام عملی مطالعه محتاطانه است: چتباتهای عمومی همین حالا بخشی از زیستبوم غیررسمی حمایت روانی شدهاند، حتی برای افرادی که با خدمات حرفهای آشنا هستند. پاسخ مناسب، فرضکردن جایگزینی درمانگر نیست؛ بلکه شفافیت بیشتر درباره محدودیتها، حفاظت از داده، مسیرهای ارجاع و ارزیابی ایمنی در موقعیتهای حساس است.
منبع: Bernaerts و همکاران، JMIR Mental Health، منتشرشده ۱ سپتامبر ۲۰۲۶، DOI: 10.2196/104316.







