یک مرور نظاممند و فراتحلیل تازه در مجله CNS Drugs نتیجه گرفته است که شواهد کنترلشده فعلی، فایده فوری و باثباتی برای ریزدوزینگ مواد روانگردان در کاهش نشانههای افسردگی، اضطراب یا استرس در بزرگسالان سالم نشان نمیدهد. «ریزدوزینگ» به مصرف دوزهایی پایینتر از مقدار معمولاً توهمزا در روزهای جداگانه گفته میشود؛ روشی که در سالهای اخیر برای بهبود خلق، خلاقیت یا تمرکز محبوب شده است.
پژوهشگران ۲۴ مطالعه با مجموع ۳۶۸۱ شرکتکننده را وارد مرور کردند، اما فقط شش مطالعه داده مناسب برای فراتحلیل داشتند. مواد بررسیشده عمدتاً سیلوسایبین و الاسدی بودند. در کارآزماییهای تصادفی، برخی آثار ذهنی یا تغییرهای عصبیفیزیولوژیک دیده شد، اما اثر بر شناخت، خلاقیت یا بهبود پایدار خلق محدود بود. نتایج مطالعات مشاهدهای گاهی بهبودهایی را گزارش میکردند، ولی نویسندگان تأکید کردند که انتظار فرد از اثر ماده و عوامل سبک زندگی میتواند بخشی از این تفاوت را توضیح دهد.
در دادههای تجمیعشده کارآزماییهای تصادفی، تفاوت روشنی میان ریزدوزینگ و گروه کنترل برای نشانههای افسردگی، اضطراب یا استرس به دست نیامد. برآوردهای مطالعات غیرتصادفی نیز پراکندگی و عدمقطعیت زیادی داشتند. خطر رویدادهای ناخواسته در داده محدود دو کارآزمایی، تفاوت معناداری با کنترل نشان نداد؛ اما حجم کوچک نمونهها اجازه نمیدهد از این نتیجه، ایمنی قطعی یا بلندمدت استنباط شود.
دامنه این پژوهش مهم است: شرکتکنندگان بزرگسالان سالم یا جمعیتهای غیربالینی بودند، نه افرادی که برای اختلال افسردگی یا اضطراب تحت درمان قرار داشتند. بنابراین نتایج نه اثربخشی دوزهای درمانی روانگردانها در محیطهای بالینی را رد میکند و نه درباره خوددرمانی افراد مبتلا به اختلال روانی حکم قطعی میدهد. همچنین عبارت «نبود تفاوت معنادار» به معنای اثبات بیاثر بودن کامل نیست؛ بلکه نشان میدهد شواهد موجود برای ادعای فایده قابلاتکا کافی نیست.
پژوهشگران به کارآزماییهای بزرگتر، طراحی بهتر، کورسازی مؤثر و پیگیری طولانیتر نیاز میبینند. تا آن زمان، گزارشهای شخصی یا تبلیغات مربوط به ریزدوزینگ نباید جای شواهد کنترلشده را بگیرند. قوانین مربوط به این مواد نیز در کشورها متفاوت است و مصرف خودسرانه میتواند خطرهای پزشکی، روانی و حقوقی داشته باشد.
منبع: Meshkat و همکاران، CNS Drugs، منتشرشده در ۱۳ اوت ۲۰۲۶؛ DOI: 10.1007/s40263-026-01325-5 و رکورد PubMed.







