پژوهشی که ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ در نشریه Virtual Reality منتشر شد، چارچوبی را معرفی کرده است که هوش مصنوعی مولد و واقعیت مجازی را برای استفاده در مداخلات سلامت روان کنار هم میگذارد. ایده اصلی این است که فرد در جریان جلسه بتواند تقریباً همزمان با گفتوگو، اشیای سهبعدی مرتبط با هیجانهای مشخص بسازد و یک «فضای امن» مجازی قابلشخصیسازی برای تنظیم هیجان در اختیار داشته باشد.
در مطالعه کاربری، ۳۰ شرکتکننده ابتدا پرسشنامههای اضطراب GAD-7 و افسردگی PHQ-9 را تکمیل کردند، سپس با کمک سامانه اشیای مجازی مرتبط با هیجان ساختند و در پایان کاربردپذیری و تمایل خود به توصیهکردن ابزار را سنجیدند. میانگین امتیاز مقیاس کاربردپذیری سیستم یا SUS برابر ۷۹ و امتیاز خالص ترویجکنندگان یا NPS برابر ۴۰ گزارش شد؛ اعدادی که از تجربه کاربری نسبتاً مثبت و پذیرش اولیه ابزار حکایت دارند.
مؤلفه هوش مصنوعی در این خبر مستقیم و مرکزی است: GenAI در خود فرایند مداخله برای ساخت نزدیک به زمان واقعیِ محتوای سهبعدی شخصیسازیشده به کار میرود، نه اینکه فقط دادهها را در پشت صحنه تحلیل کند. پیوند با سلامت روان نیز مستقیم است، زیرا اشیای تولیدشده به هیجانها متصلاند و محیط مجازی بهعنوان فضایی برای تنظیم هیجان در یک زمینه درمانی طراحی شده است.
پژوهشگران گزارش کردند شدت اضطراب یا افسردگی شرکتکنندگان و تجربه قبلی آنان با واقعیت مجازی یا هوش مصنوعی مولد، تفاوت معناداری در امتیازهای کاربردپذیری و توصیهپذیری ایجاد نکرد. اما این نتیجه نباید با «اثر درمانی یکسان برای همه» اشتباه گرفته شود؛ متغیرهای اصلی مطالعه تجربه کاربری و پذیرش بودند، نه کاهش نشانهها، دوام اثر، عوارض احتمالی یا مقایسه با درمان استاندارد.
مهمترین محدودیت، اندازه بسیار کوچک نمونه و نبود اعتبارسنجی بالینی است. این مطالعه نشان میدهد ساخت چنین تجربهای از نظر فنی و کاربری امکانپذیر است، اما هنوز نمیگوید آیا سامانه اضطراب یا افسردگی را کاهش میدهد، برای چه افرادی مناسب است یا حضور درمانگر و قواعد ایمنی باید چگونه طراحی شود. خود نویسندگان نیز یافتهها را نقطه شروعی برای اعتبارسنجی بالینی آینده توصیف کردهاند.
منبع: Della Greca و همکاران، Virtual Reality، منتشرشده ۲ سپتامبر ۲۰۲۶، DOI: 10.1007/s10055-026-01474-4. مقاله با مجوز CC BY 4.0 منتشر شده است.







