پژوهشی تازه در Frontiers in Psychiatry نشان میدهد پاسخ مدلهای زبانی به پرسشهای رایج دربارهٔ درمان EMDR از نظر کیفیت اطلاعات یکسان نیستند و متن هر سه مدل برای مخاطب عمومی دشوارتر از سطح توصیهشده بود. این مطالعه ۹ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شده و مستقیماً در تقاطع هوش مصنوعی و سلامت روان قرار دارد: پژوهشگران کیفیت آموزش روانی تولیدشده توسط ChatGPT، جمینای و دیپسیک را دربارهٔ یک روش رواندرمانی مرتبط با تروما سنجیدهاند.
پژوهشگران با استفاده از Google Trends، ۲۰ پرسش انگلیسی را در چهار گروه «EMDR»، «EMDR و تروما»، «EMDR و اضطراب» و «EMDR و افسردگی» انتخاب کردند. هر پرسش در سه نشست جداگانه به GPT-4o، Gemini 1.5 Pro و DeepSeek-V3 داده شد؛ در نتیجه ۱۸۰ پاسخ، یعنی ۶۰ پاسخ از هر مدل، ارزیابی شد. دادهها بین ۱۵ تا ۲۰ دسامبر ۲۰۲۵ جمعآوری شدهاند و پژوهش عملکرد نسخههای همان زمان را بازتاب میدهد، نه لزوماً وضعیت فعلی این محصولات.
دو روانپزشک که امتیازهای یکدیگر را نمیدیدند، پاسخها را با نسخهٔ کوتاه ۲۰مادهای ابزار EQIP بررسی کردند؛ ابزاری که کیفیت و نحوهٔ ارائهٔ اطلاعات برای بیمار را میسنجد. میانگین کلی امتیاز EQIP برابر ۵۶٫۰۸ از ۱۰۰ بود. تفاوت میان مدلها معنادار گزارش شد: Gemini بالاترین کیفیت اطلاعاتی را داشت، سپس DeepSeek و ChatGPT قرار گرفتند. در مقابل، DeepSeek خواناترین پاسخها را تولید کرد. بااینحال، متن هر سه مدل از سطح خواناییای که معمولاً برای مطالب آموزشی بیمار توصیه میشود پیچیدهتر بود.
این یافته به معنی اثبات «بهتر بودن» یک مدل برای درمان نیست. مطالعه نه بیمار داشت، نه پیامد بالینی را سنجید و نه بررسی کرد خوانندگان واقعاً مطالب را میفهمند یا تصمیم درمانی بهتری میگیرند. پرسشها و پاسخها فقط انگلیسی بودند و EQIP در اصل برای بروشورهای مکتوب اطلاعات بیمار طراحی شده است؛ بنابراین تطابق آن با گفتوگوی هوش مصنوعی کامل نیست. افزون بر این، انتخاب پنج پرسش از هر گروه با توافق پژوهشگران انجام شد و خروجی مدلها ممکن است با بهروزرسانی، موقعیت جغرافیایی یا تنظیمات حساب تغییر کند.
مؤلفهٔ مرکزی هوش مصنوعی در این خبر تولید آموزش روانی توسط سه مدل زبانی است؛ پیوند مستقیم آن با سلامت روان نیز موضوع پاسخها، یعنی EMDR و کاربردهای ادعایی آن برای تروما، اضطراب و افسردگی است. نتیجهٔ عملی مطالعه محتاطانه است: مدلهای زبانی میتوانند منبع مکمل اطلاعات باشند، اما کیفیت متفاوت و خوانایی دشوار اجازه نمیدهد جای آموزش فردی یا تصمیمگیری با درمانگر را بگیرند.
منبع: مقالهٔ اصلی در Frontiers in Psychiatry؛ DOI: 10.3389/fpsyt.2026.1937506.







