مطالعهای با روش ترکیبی که ۳۱ اوت ۲۰۲۶ در Journal of Medical Internet Research منتشر و ۴ سپتامبر از سوی دانشگاه کوئینزلند معرفی شد، تصویری از ورود ابزارهای عمومی هوش مصنوعی به کار روزمره متخصصان سلامت روان استرالیا ارائه میکند. پژوهشگران ابتدا با ۱۲ درمانگر مصاحبه کردند و سپس ۲۷۸ متخصص را درباره استفاده از AI در هشت هفته گذشته، فایده ادراکشده، نگرانیها و سیاست محل کار پرسیدند.
در این نمونه، ۴۳٫۵ درصد گفتند برای دستکم یک کار اداری یا پشتیبان بالینی هر روز از AI استفاده میکنند و ۳۳٫۱ درصد نیز استفاده روزانه در دستکم یک کار مرتبط با مراجع—گفتوگوی مستقیم، رونویسی جلسه یا ترجمه—را گزارش کردند. در سطح هر وظیفه، بیشترین استفاده روزانه مربوط به جستوجو و پژوهش اطلاعاتی با ۲۱٫۲ درصد، ترجمه با ۱۸٫۳ درصد و رونویسی جلسات با ۱۷٫۶ درصد بود. تنها ۵ درصد استفاده روزانه برای تشخیص رسمی را گزارش کردند.
هوش مصنوعی در این خبر حاشیهای نیست: مطالعه مشخصاً ابزارهای عمومی مانند مدلهای زبانی، رونویس و دستیارهای مستندسازی را در محیط رواندرمانی و خدمات سلامت روان بررسی کرده است. پاسخدهندگانی که تجربه هر وظیفه را داشتند، AI را بیشتر برای آمادهسازی اسناد، پژوهش و یادداشتبرداری مطلوب ارزیابی کردند تا برای درمانریزی یا گفتوگوی مستقیم با مراجع. این الگو از نقش مکمل و تحت نظارت درمانگر حمایت میکند، نه جایگزینی رابطه درمانی.
همزمان، ۶۲٫۹ درصد پاسخدهندگان حریم خصوصی و امنیت و ۵۶٫۸ درصد دقت را از نگرانیهای خود دانستند. قواعد سازمانی نیز یکدست نبود: برای استفاده هنگام جلسه، ۲۲٫۳ درصد از ممنوعیت کامل و ۱۶٫۲ درصد از نامشخصبودن سیاست محل کار خبر دادند؛ در مقابل، حدود ۳۰ درصد گفتند استفاده مناسب تشویق میشود. مصاحبهها نیز از خطا در رونویسی، حذف یا افزودن جزئیات و ابهام درباره محل ذخیره داده حساس حکایت داشت.
محدودیت مهم این است که نمونه با روش در دسترس و از شبکههای حرفهای و فضای آنلاین جذب شد و دادهها خودگزارشی بودند. بنابراین درصدها برآورد شیوع استفاده در کل متخصصان استرالیا نیستند و افراد علاقهمند به AI شاید بیشتر در پژوهش شرکت کرده باشند. پرسشها نیز نام محصول مشخص را ثبت نمیکردند و برخی وظایف مانند «گفتوگوی مستقیم با مراجع» میتوانست برداشتهای متفاوتی داشته باشد. مطالعه پیامد درمانی، صحت واقعی یادداشتها یا رضایت مراجعان را مستقیماً اندازه نگرفت.
پیام کاربردی پژوهش این است که گام بعدی فقط تشویق یا ممنوعیت AI نیست؛ راهنما باید وظیفهمحور باشد: رضایت آگاهانه مراجع، حداقلسازی داده، بررسی قرارداد و محل پردازش، بازبینی انسانی خروجی، ثبت مسئولیت حرفهای و ممنوعیت استفاده خودکار در تصمیمهای پرخطر. ابزار میتواند بار مستندسازی را کم کند، اما مسئولیت صحت پرونده و قضاوت بالینی همچنان با متخصص میماند.
منبع: Johnson و همکاران، Journal of Medical Internet Research، انتشار ۳۱ اوت ۲۰۲۶. متن کامل مقاله؛ DOI: 10.2196/101629. خبر دانشگاه کوئینزلند در ۴ سپتامبر ۲۰۲۶: Guidelines needed as AI embraced by mental health practices.







