پژوهشی که ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ بهصورت «در حال انتشار» در World Journal of Psychiatry قرار گرفت، امکان اجرای یک چتبات مولد چندوجهی با نظارت انسانی را برای نوجوانان دارای نشانههای بالاتر افسردگی بررسی کرده است. سامانه «Duoduo» برای پشتیبانی ساختاریافته در مدرسه طراحی شده و محتوای آن از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد الهام گرفته است؛ با این حال، نتیجهٔ مطالعه اثربخشی درمانی چتبات را ثابت نمیکند.
مؤلفهٔ هوش مصنوعی چه بود؟
چتبات، ورودی متنی و صوتی را همراه با برخی نشانههای غیرکلامی مانند حالت چهره، حرکت سر و چشم و برآورد برانگیختگی هیجانی پردازش میکرد و پاسخهای حمایتی را بهشکل متن، گفتار مصنوعی و یک آواتار ارائه میداد. طبق مقاله، دادههای غیرکلامی به ویژگیهای خلاصهشده تبدیل میشدند و قرار نبود جریان خام صوت و تصویر برای تصمیم بالینی ذخیره شود. سامانه نه برای تشخیص ساخته شده بود و نه مجاز بود مستقلاً خطر خودکشی را ارزیابی یا دربارهٔ بحران تصمیمگیری کند.
هستهٔ ایمنی، حضور انسان در حلقه بود: گفتوگوها با قواعد ازپیشتعریفشده برای محتوای پرخطر غربال میشدند و هشدارها باید توسط کارکنان مدرسه بررسی میشد. این معماری ارتباط مستقیم خبر با سلامت روان را شکل میدهد؛ موضوع فقط یک ابزار آموزشی عمومی نیست، بلکه استفادهٔ کنترلشده از GenAI برای دانشآموزان دارای نشانههای افسردگی است.
مطالعه چه یافت؟
پژوهش در یک مدرسهٔ راهنمایی در استان ژجیانگ چین انجام شد. از ۱۲۸۷ دانشآموز غربالشده، ۹۳ نفر آستانهٔ نشانهای تعیینشده را داشتند و نمونهٔ تحلیلی نهایی ۶۲ نفر بود: ۳۰ نفر در گروه مداخله و ۳۲ نفر در فهرست انتظار. تخصیص تصادفی نبود و عمدتاً با برنامهٔ زمانی مدرسه و آمادگی دانشآموزان برای شروع فوری تعیین شد. گروه مداخله طی دو هفته هشت جلسهٔ تحت نظارت داشت.
از ۳۰ نفری که مداخله را شروع کردند، ۲۶ نفر هر هشت جلسه را کامل کردند؛ میانگین زمان استفاده در مجموع ۱۰۱٫۳ دقیقه بود و نمرهٔ میانگین اتحاد کاری ۳٫۵۶ از ۵ گزارش شد. برای ۹ دانشآموز هشدار رفتار خطرناک ثبت شد و مشاوران مدرسه پیگیری آفلاین انجام دادند. اما این مطالعه حساسیت، ویژگی، موارد ازدسترفته یا بار هشدار کاذب سامانه را اندازه نگرفت؛ بنابراین این عدد نشانهٔ اعتبارسنجی سیستم تشخیص خطر نیست.
در تحلیلهای خام، تفاوتهایی در اضطراب و خوشبینی دیده شد، ولی پس از تعدیل شدت نشانهها در خط پایه و اصلاح مقایسههای متعدد باقی نماند. برای افسردگی، اضطراب و سایر پیامدهای بالینی هیچ تفاوت معنادار تعدیلشدهای میان گروهها ثبت نشد.
چرا باید محتاط بود؟
نمونه کوچک، تکمدرسهای و غیرتصادفی بود، گروه مداخله در شروع نشانههای شدیدتری داشت، پیگیری فقط دو هفته طول کشید و همهٔ پیامدها خودگزارشی بودند. همچنین چند نویسنده کارمند شرکتهای درگیر در توسعه و اجرای پلتفرم بودند؛ مقاله میگوید برای کاهش سوگیری، نقشهای فنی از تحلیل پیامدهای بالینی جدا شده است. نتیجهٔ قابلدفاع فعلاً «امکانپذیری اجرای تحت نظارت» است، نه درمان مؤثر یا ایمنِ اثباتشده برای نوجوانان.
منبع: Fan و همکاران، صفحهٔ مقالهٔ در حال انتشار در World Journal of Psychiatry؛ DOI: 10.5498/wjp.123904.







