| موضوع | نکتهی کلیدی |
|---|---|
| نیروی متخصص ایران | ۲۱٫۸ نفر بهازای هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر جمعیت (Mental Health Atlas 2024). |
| جایگاه | بالاتر از میانهی جهانی (۱۳٫۵)، اما با فاصلهای عمیق از کشورهای پردرآمد (۶۷٫۲). |
| ترکیب نیرو | برخلاف الگوی جهانی، روانشناسان بزرگترین گروه نیروی کارند (۴۰٫۴٪). |
| جمعبندی | نه آنقدر عقب که فکر میکنیم، نه آنقدر جلو که راحت باشیم. |
⏱ زمان مطالعه: ۵ تا ۶ دقیقه
جهانی را دیدیم: اعداد، سرمایه، رفتار کاربران. اما یک پرسش باقی میماند که برای مخاطب فارسیزبان از همهی اینها مهمتر است: ما کجای این ماجرا ایستادهایم؟ پاسخ کوتاه این است: نه آنقدر عقب که فکر میکنیم، و نه آنقدر جلو که راحت باشیم. اما مسیرمان با غرب یکی نیست، و شاید همین، هم مشکل و هم فرصت باشد.
وضعیت الان ایران؛ عددها چه میگویند؟
بیایید با دادهی رسمی شروع کنیم. طبق آخرین اطلس سلامت روان سازمان جهانی بهداشت (Mental Health Atlas 2024)، ایران مجموعاً ۲۱٫۸ نیروی متخصص سلامت روان به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت دارد. این عدد بالاتر از میانهی جهانی (۱۳٫۵) است، اما فاصلهای عمیق با کشورهای پردرآمد (۶۷٫۲) دارد۱،۲.
ترکیب این نیرو هم قابل توجه است. بر خلاف الگوی جهانی که پرستاران سلامت روان بزرگترین گروه هستند، در ایران روانشناسان بزرگترین بخش نیروی کار سلامت روان را تشکیل میدهند (۴۰٫۴ درصد)، سپس پرستاران سلامت روان (۳۸٫۵ درصد) و روانپزشکان (۱۱ درصد)۱. به بیان دیگر، رشتهی روانشناسی در ایران ستون فقرات نظام سلامت روان است.
اما یک نکتهی حساستر هم وجود دارد. طبق همان گزارش، ایران در بخش «هزینهکرد دولتی برای سلامت روان بهعنوان درصدی از کل هزینهی سلامت» دادهای ارائه نکرده است۱. و در سطح جهانی، میانهی این رقم همچنان تنها ۲٫۱ درصد است؛ رقمی که از سال ۲۰۱۷ تاکنون بدون تغییر مانده۲.
پژوهشگران ایرانی کجا ایستادهاند؟
اینجا خبری هست که شاید انتظارش را نداشته باشید: پژوهشگران ایرانی در ادبیات بینالمللی AI و سلامت روان، غایب نیستند.
یک مرور نظاممند مهم که در فوریهی ۲۰۲۵ در ژورنال BMC Psychiatry منتشر شد، توسط تیمی با مشارکت پژوهشگران ایرانی انجام شده است. نکتهی مهم آنکه این تیم علاوه بر پایگاههای بینالمللی (PubMed، Scopus، Web of Science، Cochrane)، پایگاههای دادهی فارسی مثل ایرانداک، ISC و SID را هم جستجو کردهاند۳. این نشان میدهد ادبیات فارسی این حوزه، دستکم در سطح آکادمیک، در حال شکلگیری است.
در همین راستا، مرور تازهتری در نوامبر ۲۰۲۵ در ژورنال Journal of Multidisciplinary Healthcare منتشر شد که نویسندگان آن از گروه روانشناسی دانشگاه محقق اردبیلی هستند. این مقاله به مفاهیمی مانند «امضای دیجیتال روانشناختی» و اکوسیستم پیشگیرانهی مبتنی بر AI میپردازد. اما نکتهی مهمتر این است که نویسندگان نسبت به گزارشهای اغراقآمیز دقت (برای نمونه دقتهای ۹۱ درصدی) هشدار میدهند و توضیح میدهند بسیاری از این ارقام از مطالعات تکمرکزی با اعتبارسنجی بیرونی ضعیف میآیند۴. این نمونهی خوبی از نگاه انتقادی ایرانی به این حوزه است.
اما چالشهای ساختاری واقعیاند
با این حال، صادق باشیم. یک مطالعهی کیفی که در اکتبر ۲۰۲۵ منتشر شد و بر پایهی مصاحبه با ۱۵ ذینفع از حوزههای مدیریت سلامت، سیاستگذاری و AI در ایران (بین ژانویه تا آوریل ۲۰۲۵) انجام شده بود، به این نتیجه رسید که پذیرش AI در نظام سلامت ایران همچنان محدود است و موانع ساختاری واقعی وجود دارد۵.
در سطح کلانتر، ایران در حال حرکت است. سند ملی هوش مصنوعی در ژوئن ۲۰۲۴ تصویب شد، سازمان ملی هوش مصنوعی در ژوئیهی ۲۰۲۴ تأسیس شد، و بودجهای در حدود ۱۱۵ میلیون دلار برای پژوهش و توسعهی AI اختصاص یافت۶. اما این حرکت عمدتاً در حوزههای فنی (پردازش زبان طبیعی فارسی، بینایی ماشین، رباتیک) و در دانشگاههایی مانند شریف و تهران متمرکز است، نه در تقاطع AI و سلامت روان.
و اینجا شکاف اصلی خود را نشان میدهد: دیتاست معتبر فارسی برای سلامت روان تقریباً وجود ندارد. در حالی که پژوهش پردازش زبان فارسی در حوزههای ادبی و تحلیل احساسات پیشرفت کرده، معادل آن در حوزهی بالینی سلامت روان بهشدت کمرنگ است.
فرصتی که شاید نبینیمش
حالا به نکتهای میرسیم که شاید غیرشهودی باشد: تأخیر ورود ایران به این موج، الزاماً فقط یک ضعف نیست.
سه دلیل برای این ادعا وجود دارد.
اول، ما درسهای دیگران را رایگان در اختیار داریم. غرب هزینهی آزمون و خطا را پرداخته است. Woebot با ۱۲۳ میلیون دلار سرمایه و مسیر FDA، در نهایت از بازار مصرفکننده خارج شد. مطالعات استنفورد نشان دادند چتباتهای عمومی در موقعیتهای پرخطر شکست میخورند. متاآنالیزها نرخ ریزش بالا را ثبت کردند. ما این درسها را میدانیم، بدون آنکه هزینهشان را پرداخته باشیم.
دوم، شکاف بومیسازی یک فرصت است، نه فقط یک مانع. همانطور که در مقالهی دهم دیدیم، مرور نظاممند سال ۲۰۲۵ نشان داد مداخلات دیجیتالی که صرفاً ترجمه شوند، نرخ ریزش تا ۵۶ درصد دارند، در حالی که انطباق عمیق فرهنگی این رقم را به زیر ۱۱ درصد میرساند۷. یعنی «بومیسازی» یک کار الحاقی نیست؛ عامل تعیینکنندهی اثربخشی است. و این کاری است که فقط متخصص فارسیزبان میتواند انجام دهد.
سوم، نسبت بالای روانشناسان در نیروی کار ایران یک مزیت است. وقتی ۴۰ درصد نیروی سلامت روان کشور را روانشناسان تشکیل میدهند، یعنی جامعهی متخصصی وجود دارد که اگر وارد این گفتوگو شود، میتواند جهت طراحی ابزارهای فارسی را واقعاً شکل دهد، نه اینکه صرفاً مصرفکنندهی ابزارهای دیگران باقی بماند.
پرسش پایانی: بهعنوان یک متخصص ایرانی، اکنون بیشتر احساس عقبماندگی میکنید یا فرصت؟ و اگر بخواهید همین امروز یک قدم عملی برای ورود به این حوزه بردارید، آن قدم چیست؟
منابع
- World Health Organization. Mental Health Atlas 2024, Member State Profile: Iran (Islamic Republic of). لینک (PDF)
- World Health Organization. Mental Health Atlas 2024. لینک
- The application of artificial intelligence in the field of mental health: a systematic review. BMC Psychiatry. 2025;25:132. DOI: 10.1186/s12888-025-06483-2. لینک (PMC)
- Narimani M, et al. Reimagining Mental Health with Artificial Intelligence: Early Detection, Personalized Care, and a Preventive Ecosystem. Journal of Multidisciplinary Healthcare. 2025;18:7355–7373. DOI: 10.2147/JMDH.S559626. لینک (PMC)
- Sajedimehr N, Aalipour A, Nematkhah M, et al. Challenges of using artificial intelligence in Iran’s health system: a qualitative study. Journal of Preventive Medicine and Hygiene. 2025;66(3):E331–E340. DOI: 10.15167/2421-4248/jpmh2025.66.3.3698. لینک (PMC)
- Artificial Intelligence in Iran: Recent Developments and Outlook. June 2025. لینک
- Retention and Engagement in Culturally Adapted Digital Mental Health Interventions: Systematic Review. JMIR. 2025. لینک (PMC)
این مقاله بخشی از مجموعه یادداشتهای تخصصی روانای در تقاطع روانشناسی و هوش مصنوعی است و جایگزین مشاوره یا ارزیابی حرفهای نیست.







