دو آزمایش طبیعی روی تغییرات Replika و ChatGPT نشان دادند بهروزرسانیهای مختلکننده همراهان هوش مصنوعی با افزایش زبانِ فقدان، اندوه و تلاش برای بازگرداندن نسخه قبلی همراه است؛ اما این شواهد، تشخیص بالینی یا رابطه علتومعلولی قطعی نیست.
پژوهشی در Communications Medicine با ترکیب EEG حالت استراحت و یادگیری ماشین کنتراستی، اسکیزوفرنی را از اختلال دوقطبی در یک نمونه پژوهشی با دقت ۹۶٫۱۵۴٪ تفکیک کرد؛ نتیجه امیدوارکننده است، اما ابزار بالینی آماده محسوب نمیشود.
شش مطالعه با ۳٬۳۴۱ شرکتکننده نشان دادند حمایت اجتماعی از هوش مصنوعی پس از تجربههای ناخوشایند روزمره میتواند ترس از ارزیابی منفی را کمتر و از انتظار پایین کاربران برای همدلی فراتر رود؛ اما پژوهش درباره درمان یا اختلال روانی نبود.
سامانه MoodMon با تحلیل ویژگیهای صوتی ثبتشده در تلفن همراه، تغییرات وضعیت روانی افراد مبتلا به اختلال دوقطبی یا افسردگی اساسی را پایش کرد. نتایج امیدوارکننده بود، اما مطالعه تکگروهی، محدود به نمونهای لهستانی و بدون اعتبارسنجی بیرونی است.
یک مطالعه ۳۰نفره چارچوبی را آزمود که در آن کاربر هنگام جلسه، اشیای سهبعدی مرتبط با هیجان و یک فضای امن مجازی را با کمک هوش مصنوعی مولد میسازد. امتیاز کاربردپذیری بالا بود، اما پژوهش اثربخشی بالینی را ارزیابی نکرد.





